تبليغاتX
ایوان طلا

ایوان طلا

 .::.امام رضا.::.ای حرمت ملجا درماندگان.::.امام رضا.::.

 

جانم فدای امام نقی (ع)

 

اول سلام و تبریک ولادت ام الائمه...

اما بچه این یه پست تبریک نیست . پست تسلیته...

تسلیت به حضرت زهرا سلام الله علیها بابت اینکه یارانی مثل ما دارند . که باعث میشند فرزندشون بی کس و تنها بمونه و بهش توهین بشه و ما ساکتیم...

این پست رو راجع به امام علی النقی مینویسم.امام مظلومی که مخصوصا یه مدته خیلی نسبت به ایشون ظلم شده...

ازکمپین یاد اوری امام نقی به شیعیان در فیس بوک و تویتر گرفته تا این اخری اهنگ ملعونی به اسم شاهین نجفی(متن اهنگ در این ادرس http://montazere59.blogfa.com/post-179.aspx)...

بچه ها اگه جلوی این حرکت رو نگیریم روز به روز جلوتر میاند توهین هاشون رو بیشتر میکنند.از همین حالا این جنبش رو شروع میکنیم.جنبش حمایت از امام نقی (ع).از هر طریقی که میتونید حمایت کنید.با پست ثابت عکس فیلم و یا هرچی.

بهترین هدیه روز مادر به حضرت زهرا همینه.کم کاری نکنید...

اونایی که تو فیس بوکند این صفحه رو لایک کنند...

http://www.facebook.com/mylifeforimamnaghi

جـــــــــــــــــــــــــــــانــــــــــــــــم فــــــــــــــــــــدای امــــــــــــــــام نقــــــــــــــــــــــی (ع)

ادامه مطلب در مورد شیطان پرست بودن شاهین نجسی


ادامه مطلب...

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ساعت 14:6  توسط صادق آخوندی  + لینک ثابت  

سلام بر فاطمیه

 

ولله که مردم از خجالت      وقتی که به در اشاره کردی...

این بیتش دیوونه کرده منو...

....................................................................

دلم خیلی واسه فاطمیه تنگ شده بود...

خیلی دلم گرفته . فاطمیه چقدر غربت داره...

...................................................................

غیبت منو ببخشید.خود امام رضا در جریان بود.غیبتمون مجازه...

....................................................................

این بلاگفا هم باعث توفیق اجباری میشه ها.حقیقتا نمیخواستم قالب رو عوض کنم.

اما خوب مجبور شدم یه دستی به سر و گوشش بکشم...

...................................................................

بگو کدام گوشه بقیع برایت گریه کنم؟

بگو برای کدام غمت گریه کنم؟

مگر نه این است که خدا برایتان "لولا فاطمه..." ها را نازل کرد؟

پس چرا این قدر غریبانه گریه میکنند کبوتران بقیع...

خودت بگو بانو...

از هر کجا که میخواهی بگو فقط...

 نگذار دوباره کارمان به جای باریک بکشد

به کوچه های مدینه و...

 

 


  نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ساعت 20:23  توسط صادق آخوندی  + لینک ثابت  

 


  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ساعت 11:46  توسط صادق آخوندی  + لینک ثابت  

 

با خون خود نوشتیم یا مرگ یا خمینی        از جان خود گذشتیم یا مرگ یا خمینی

............................................................................

یایدت هست آقا؟ نیمه های شب بود . داشت باران می بارید 

خودم بودم و خودت . انگار هیچ کس در گوهرشاد نبود . تا حالا صحن را اینقدر خلوت ندیده بودم.

و همانجا با هم قرار گذاشتیم که زود برگردانیم...

و الان یکسال از ان شب میگذرد...

چقدر طولانی اند این زود ها...


  نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ساعت 13:35  توسط صادق آخوندی  + لینک ثابت  

 

گاهی وقتها با یک نظر دل ادم اتش میگیره...

این رو یکی از بچه ها نوشته برام.تقدیم به شما

سلام
نمیدونم شنیدین یا نه علم حضرت ابالفضل رو آوردن ایران
اولین چایی که علمو آوردن استان مابوده ,تو استان هم اولین شهر شهر ما بود که که افتخار میزبانی علم حضرت اباالفضل رو داشت
بابای من مسئول نگه داری لز علمو بر عهده داره
حتی فکرش رو هم نمیتونستم بکنم همین الان علم تو اتاق منه فکر کنم اولین کسی هم باشم که افتخار دارم که امشب علم تو اتاق من باشه
برای مریضتون دعا میکنم انشاالله به حق حرمت حضرت ابالفضل شفا پیدا کنن
آمین

http://ranginkaman88.blogfa.com/

.......................................................................

نمیدونم مشکل از من بود یا از بعضی ها...

این که بضی ها نوشتند این علم تو سال 1390 کجا بوده و... و خوب این هم جواب.البته میگم مشکل ز خود من بوده که متن رو کامل نگذاشتم به قول یکی ز بچه سواله دیگه پیش میاد...

و این هم جواب از زبان خود سمانه خانم که پرچم پیش ایشونه و ادرش وبلاگش رو هم بالا گذاشتم منم خودم التماس دعا دارم:

اون علم که آقا ابالفضل دستشون میگرفتن که نیست
نمیدونم دیدین یا نه رو ی ظریحش یه علم قرمز پهن میکنن همون علمه .
اینو برداشتنش جدیدشو جاش پهن کردن
اینم تاچند روز دیگه برمیگردونن موزه عراق.


  نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ساعت 12:19  توسط صادق آخوندی  + لینک ثابت  

لطفا دعا کنید

 

سلام به همه.

این پست رو گذاشتم فقط برای اینکه برای یه نفر دعا کنید.یکی از بچه های خودمون.نمی دونم دیگه میاد تو اینترنت یا نه.ولی اگه بود بهش می گفتم :

خلق گویند که در بهداری قرب حسین       دردها را بیشتر عباس درمان میکند

.........................................................................................................

این مداحی سوغات من از محرم امسال به شما...

من رو که دیوونه کرده..


  نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390 ساعت 19:29  توسط صادق آخوندی  + لینک ثابت  

خداحافظ محرم

 

امام موسی صدر(حفظه الله):

اين حقيقت را درمي‏يابيم که حق چه کوچک باشد و چه بزرگ، حق است و ستم چه کم باشد و چه زياد، ستم است. راه کج و منحرف از ابتدا تا انتها در انحراف است و همه در يک امتداد هستند. حق کوچک بزرگ مي‏شود و گسترش مي‏ِيابد و سيلي زدن به صورت يک يتيم به کشتن حسين عليه السلام مي‏انجامد. گرفتن اندکي از مال حرام به آنجا مي‏انجامد که ابن سعد براي گرفتن حکومت ري حاضر مي‏شود حسين عليه السلام را بکشد. بي‏حرمتي به يک زن محترم با زبان يا نگاه به بي‏حرمتي به حريم اهل بيت و اسير کردن زنان منجر مي‏شود...
............................................................................

سلام.

اول از همه معذرت میخوام برای این که یه مدتی نبودم...

حضرت زهرا اجازه داند محرم ها نوکر پسرشون باشم...

خلاصه ببخشید اگه یه مدت نبودم دلم هم واستون تنگ شده بود.

و خیلی خیلی ممنون از عزیزانی که با پیام هاشون شرمنده کردند...

.........................................................................

نمیدونم چرا ولی احساس میکنم دارم کربلایی میشم...

...........................................................................

و ...

محرم تموم شد...

اما حسین تمام شدنی نیست...


  نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ساعت 14:29  توسط صادق آخوندی  + لینک ثابت  

سلام بر محرم

 


  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت 10:46  توسط صادق آخوندی  + لینک ثابت  

 

میان این همه غوغا، میان صحن و سرایت

بگو که می رسد آیا صدای من به صدایت؟

منی که باز برآنم که دعبلانه برایت

غزل ترانه بخوانم در آرزوی عبایت

 

من و عبای شما؟ نه من از خودم گله دارم

من از خودم که شمایی چقدر فاصله دارم

هنوز شعر نگفته توقع صله دارم

منی که شعر نگفتم مگر به لطف دعایت

 

چقدر خوب شد آری، نگاهتان به من افتاد

همان دقیقه که چشمم درست کنج گهرشاد

بدون وقفه به باران امان گریه نمی داد

هزار تکه شد این من به لطف آینه هایت

 

چنان که باید و شاید غزل غزل نشدم مست

که دست من به ضریحت در این سفر نرسیده است

من این نگاه عوامانه را نمی دهم از دست

اجازه هست بیفتم شبیه سایه به پایت؟

 

دوباره اشک خداحافظی رسیده به دامن

دوباره لحظهء تردید بین ماندن و رفتن

و باز مثل همیشه در آستانهء در من ـ

کبوترانه زمین گیر می شوم به هوایت

 

 سکوت کرده دوباره جهان برای من و تو

نبود و نیست صدایی به جز صدای من و تو

و می روم به امید دوباره های من و تو

میان این همه غوغا میان صحن و سرایت

سید حمیدرضا برقعی


  نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390 ساعت 12:4  توسط صادق آخوندی  + لینک ثابت  

سلام اقا

 

سلام  اقا.

خوش به حال زائرات...

ما رو که راه ندادی....

ولی اقا....

آنقدر در میزنم این خانه را...


  نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390 ساعت 19:16  توسط صادق آخوندی  + لینک ثابت  


ساخت کد موزيک آنلاين

لوگو امام هادیEmamHadi

دانلود

خدمات وبلاگ نویسان

ابزار وبلاگ نویسان

دانلود

مقاله

مقاله

مقاله

مقاله

مقاله

مقاله

مقاله

مقاله

مقاله

مقاله

سئو

طراحی سایت

موسسه بیان

عکس

سئو

بهینه سازی

سوالات نهایی خرداد

بازی آنلاین

دانلود

دانلود

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ